۰
بازدید
۱۷
دانلود
۰
پسند
یک روز صبح وقتی تیم و تاپسی از پنجرهی خانهیشان به بیرون نگاه میکردند متوجه یک بیل مکانیکی در نزدیکی خانه ی همسایهیشان شدند. آنها خیلی کنجکاو بودند که بفهمند این ماشین بزرگ زرد رنگ قرار است چکار کند به همین خاطر خیلی زود خودشان را به جایی که ماشین مشغول کار بود رساندند . اگر دوست دارید بدانید که تیم و تاپسی آن روز چه ماجراهایی داشتند ، حتماً داستان کتاب را دنبال کنید .